تبلیغات
مسلمانان تایپایران - مرکز تخصصی تایپ href="/post/atom/" />

جاودانگی قیام امام حسین علیه السلام - قسمت 4



4. ادب

سلوک اجتماعی بر پایه باور به شخصیت انسانی جدا از همه باورها، خصلت‎ها و طبقه اجتماعی را می‎توان ادب نامید. این همان است که امیرمومنان به مالک اشتر فرمود: مردمان یا برادر تواند در دینداری و یا همتای تواند در آفرینش.(18)

به دو پرده از ادب رفتاری در حادثه عاشورا بنگرید:

- روز هفتم محرم شمر، نزدیک خیمه‎های امام حسین علیه السلام آمد و با صدایی بلند فریاد زد: ابن بنو اختنا؟ «خواهرزاده‎های ما کجایند؟» عباس و برادرانش کجا هستند؟ (شمر با مادر ابوالفضل خویشاوندی قبیله‎ای داشت). عباس علیه السلام رو گرداند و پاسخی نداد. امام حسین علیه السلام فرمود: پاسخ دهید گرچه فاسق باشد.(19) (آنگاه عباس علیه السلام و شمر به گفتگو پرداختند.)

مادر عمرو بن جناده که کودکی یازده ساله بود، او را به رزمگاه فرستاد و شوهر این زن در یورش نخست دشمن، به شهادت رسید. وقتی کودک از امام حسین اجازه خواست، حضرت فرمود پدرش کشته شده و شاید مادرش راضی نباشد. عمرو گفت مادرم مرا فرستاده است.

- در مسیر مکه به کوفه، حرّ با هزار سواره برای بستن راه امام حسین علیه السلام خود را به آنان رسانید. وی ماموریت داشت، امام را به کوفه نزد عبیدالله ببرد.

پیمودن راه طولانی تشنگی را بر حر و همراهانش غالب کرده بود. امام حسین چون تشنگی آنان را دید، فرمان داد همه را سیراب سازید.

أمر أصحابه ان یسقوهم و یرشقواالخیل(20)؛ به یارانش دستور داد که آنها را سیراب کنند و اسبانشان را نیز سیراب سازند.


منبع :

www.tebyan.net

5. احترام به موقعیت و جایگاه انسان‎ها

وقتی امام حسین به منزلگاه شَراف رسید، حر با هزار سوار برای بستن راه و بازگرداندن از حرکت فرود آمد.

امام حسین پس از آن که دستور داد آنان و اسبانشان را سیراب سازند، برایشان سخن گفت و از فلسفه حرکت خویش سخن راند و چنین بر زبان آورد که من خود بدینجا نیامدم، بلکه در پی دعوت‎ها و نامه‎های شما بود و اگر خرسند نیستید، بازگردم.

به هر حال، وقت نماز ظهر فرا رسید. حجاج بن مسروق اذان گفت. امام حسین علیه السلام رو کرد به حر و فرمود: اتصلی باصحابک؛ تو با لشکر خود نماز می‎خوانی؟ و حر گفت: لابل نصلی جمیعاً بصلاتک (21)؛ همه به امامت شما نماز می گزاریم. اگر در آداب نماز جماعت از استحباب امامت حاکم، فرمانده، صاحب منزل و ... سخن رفته است، امام حسین علیه السلام حرمت یک فرمانده را نگه می‎دارد و او را مخیر می‎سازد و البته ادب حر نیز ستودنی است که با آن که برای راه بستن آمده، اما نیکو، حرمت سبط رسول خدا را پاس می دارد.

6. احترام به پیمان‎ها

در منزلگاه عُذَیب خبر شهادت قیس بن مسهر صیداوی به امام حسین داده شد. و نیز گزارش دادند که مردم دل‎هایشان با شما است و شمشیرهایشان بر رویتان کشیده. طرماح به حضرت پیشنهاد کرد که از راه منصرف شوید و به سوی کوهی در منطقه ما حرکت کنید که از دسترس به دور است و ما برای شما بیست هزار رزمنده تعهد می‎کنیم که از شما دفاع کنند.

امام حسین پس از تشکر و سپاس فرمود: ان بیننا و بین القوم عهداً و میثاقاً و لسنا نقدر علی الانصراف (22)؛ میان ما و مردم کوفه پیمانی است که نمی‎توان از آن سر باز زد.

و از این رو است که در روایت‎های بسیار، پایبندی به پیمان‎ها نشانه دینداری شمرده شده است.

امام باقر علیه السلام در حدیثی فرمود:

انّا لنحب من کان عاقلاً، فهماً، فقیهاً، حلیماً، مداریاً، صدوقاً، وفیّاً (23)؛ ما دوست داریم کسی را که خردمند، فهیم، دانا، بردبار، سازگار، یکرنگ و وفادار به پیمان باشد.

7. پرهیز از جنگ افروزی

آنگاه که امام به سرزمین نینوا رسید، نامه عبیدالله بن زیاد به حر رسید که بر امام حسین علیه السلام سخت گیرد.

در این هنگام زهیر به امام حسین گفت: نبرد با اینان برای ما آسان است از جنگیدن با لشکریانی که پس از این خواهند آمد.

و زن خولی تا پایان عمر از اندوه غم شهادت امام حسین علیه السلام آرایش نکرد.

امام حسین علیه السلام در پاسخ فرمود: ما کنت ابداً هم بقتال(24)؛ من نبرد را آغاز نخواهم کرد.

امام حسین علیه السلام گرچه به شهادت عشق می‎ورزید و از مرگ هراسی نداشت و آن را چونان گردنبند دختران جوان، مایه زیبایی و زیور زندگی می‎دانست، اما به کشتن دیگران راغب نبود و از آن کناره می‎گرفت، مگر دیگران به نبرد دست زنند. و حسینیان نیز باید خصلت عشق به شهادت را از پیشوای خود به ارث برند و بدان ببالند و از نبرد و خونریزی خرسند نباشند که اصل و قاعده اولی، صلح است و نبرد و جنگ، صورت اضطرار زندگی است.

8. شیوه دعوت

وقتی امام به منزلگاه قصر بنی مقاتل فرود آمد، چادر بزرگی بر پا دید. پرسید از آن کیست؟ گفته شد از عبیدالله بن حر جعفی است که مردی متمول و ثروتمند بود. امام حسین علیه السلام حجاج بن مسروق را نزد او فرستاد تا وی را به سوی حسین علیه السلام فراخواند. حجاج چیزی همراه داشت. عبیدالله پرسید: این چیست؟ حجاج گفت: هدیة الیک و کرامة قبلته هذاالحسین یدعوک الی نصرته (25)؛ این هدیه‎ای برای تو است اگر بپذیری. اینک حسین تو را برای یاری فرا می‎خواند.

امام حسین

عبیدالله گفت: وقتی از کوفه بیرون آمدم جمعیت بسیاری دیدم که برای نبرد با حسین مهیا می‎شدند و من توانایی یاری حسین را ندارم. چون حجاج سخن عبیدالله را برای امام نقل کرد، امام حسین علیه السلام با جمعی از یاران و خاندانش نزد او رفت.

9. حضور زنان

حضور زنان و احترام به این حضور، از سوی امام حسین یکی از منش‎های انسانی این قیام است. حادثه عاشورا از آغاز تا پایان از حضور زنان برخوردار بوده و نیز بسیار تاثیرگذار بودند، و استاد مطهری، حادثه عاشورا را مذنث (مخفف مذکر و مونث) دانسته، یعنی حادثه‎ای مردانه و زنانه.

همسر زهیر دلهم دختر عمرو، او را با توصیه و تشویق بسیار، به یاری حسین علیه السلام وامی‎دارد و از او وعده شفاعت در آخرت می‎گیرد.(26) گرچه نام زهیر آوازه تاریخ شد و از همسر وی کمتر سخن به میان می‎آید.

ام وهب دختر عبدالله همسر عبدالله بن عمیر کلبی، با برداشتن عمودی به تشویق شوهرش به نبرد می‎پردازد و می‎خواهد به همراه شوهر کشته شود که امام حسین علیه السلام او را برمی‎گرداند و می‎فرماید بر زنان نبرد واجب نیست. (27)

و نیز وقتی کعب بن جابر بر بریر یورش برد، همسرش او را سرزنش کرد و گفت دیگر با تو سخن نگویم، تو دشمنان فرزند فاطمه را یاری دادی. (28)

مادر عمرو بن جناده که کودکی یازده ساله بود، او را به رزمگاه فرستاد و شوهر این زن در یورش نخست دشمن، به شهادت رسید. وقتی کودک از امام حسین اجازه خواست، حضرت فرمود پدرش کشته شده و شاید مادرش راضی نباشد. عمرو گفت مادرم مرا فرستاده است. (29)

چنانکه زنی از قبیله بکر بن وائل، هم تباری های خود را به جهت غارت رزمگاه امام حسین، سرزنش کرد.(30)

و زن خولی تا پایان عمر از اندوه غم شهادت امام حسین علیه السلام آرایش نکرد. (31)

نیز در برخی کتب تاریخ نقل شده که امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات زندگی به خواهرش زینب گفت: یا اختاه لاتنسینی فی نافلة اللیل (32)؛ خواهرم مرا در نماز شب از یاد مبر.

جالب است توجه شود که در واقعه کربلا حضور مثبت زنان در اردوگاه امام حسین چشمگیر است و نیز جماعت و یاری زنان از سپاه دشمن؛ ولی نام زنی که به یاری یزیدیان برخاسته باشد و آنان را مدد رسانده باشد، نقل نشده است.

10. اهتمام به گرفتاری‎ها

در غروب روز نهم که امام حسین علیه السلام یارانش را گرد آورد و آنان را برای رفتن مخیر ساخت. به محمد بن بشیر حضرمی که پسرش در مرزهای ری به اسارت گرفته شده بود، فرمود: انت فی حَلِّ من بیعتی فاعمل فی فکاک ولدک؛ بیعت خود را از تو برداشتم برای رهایی فرزندت تلاش کن.

وی در پاسخ گفت: به خداوند چنین نکنم. آنگاه امام حسین علیه السلام فرمود:

اذا أعط ابنک هذه الاثواب الخمسة لیعمل فی فکاک اخیه (33)؛ پس این پارچه‎ها به فرزندت دیگرت ده تا در راه آزادی برادرش از آن بهره برد.

در پایان امیدواریم متولیان امور دینی در بزرگداشت این گونه شعائر بکوشند:

الف. حس مذهبی و دینی این حرکت و روح گرفتن آن را قوی سازند.

ب. این حرکت را با آگاهی بخشی و معرفت‎دهی همراه کنند.

ج. آن را از خرافات و بدعت‎های عوامانه بپیرایند.

د. در این مسیر زنده و سازنده، مانع و آفت، ایجاد نکنند.

ه. مقدماتی فراهم آورند تا این حرکت در جریان‎های خاص سیاسی و جناحی وارد نشود، و رنگی جز رنگ حسینی به خود نگیرد.

تا ماهیت الهی و انسانی این قیام جاودانه همیشه و چونان گذشته درس آموزی‎های بیشتر، پرتوافکنی‎های گسترده‎تر را به همراه داشته باشد.

 

پی‎نوشت‎ها:

1. مستدرک الوسائل، ج10، ص 318

2. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ص 731

3. مقتل الحسین، ص 232 

4. همان، ص 156

5. الحیاة، ج2، ص 231

6. همان

7. مقتل الحسین، ص 194

8. همان، ص 338

9. همان، ص 322

10. همان، ص 258

11. همان، ص 267

12. سوره بقره، آیه 21، 63 و 183

13. سوره توبه، آیه 8

14. مقتل الحسین، ص 308

15. همان، ص 308

16. همان، ص 284

17. نهج البلاغه، نامه 53

18. مقتل الحسین، ص 285

19. همان، ص 252

20. همان، ص 214

21. همان، ص 214- 216

22. همان، ص 222

23. بحارالانوار، ج 78، ص 245، ح 56

24. مقتل الحسین، ص 228

25. همان، ص 223- 224

26. همان، ص 208- 209

27. همان، ص 293- 294

28. همان، ص 309- 310

29. همان، ص 314

30. همان، ص 386- 387

31. همان، ص 391- 392

32. اعلام النساء المومنات، ص 381

33. مقتل الحسین، ص 260

 

منبع:

مجله آینه پژوهش، سال 77- 78 ، مهدی مهریزی .






ادامه مطلب...